مقدمه ی شيطان پرستی

 

مقدمـــه:  شيطان پرستي يکي از اعتقاداتي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله مي‌دهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر مي‌دانند.

 شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك مي‌گويند. شيطان پرستي حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي توجيهي اينگونه دارد ، " اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟"  پاسخ می‌دهد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.



شيطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟
شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است. در شيطان پرستی شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين، قدرتی به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايی را که به عنوان دوزخ برشمرده مي‌شود را قانونمند می‌کند. در شيطان پرستی، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکی و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح های پليد و شيطانی نيز برای رسيدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان می‌نامند.
تعریف دوم: گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.

ادامه نوشته

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ابزارهای فراماسونری

 فراماسونری در طول تاریخ با تمام وجود، از همه ی قدرت و  امکانات  موجود  برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره برده است. بعد از نابودی حکومت مصر باستان، این عقیده شیطانی به شکلی مخفی و رمزآلود ولی فعالی و پویا، در طی  اعصار و قرون در بین جوامع خزیده است. از اواخر  قرن 18 و اوایل قرن 19 و  همزمان  با استقلال  آمریکا (که کشوری با  ارکان کاملاً ماسونی است)، فراماسونری  با این تفکر که دیگر در موضع قدرت قرار گرفته است، آهسته آهسته خود را از لایه های زیرین جوامع بیرون کشیده و بدون واهمه، نمادهای خود را عرضه نموده است؛  تا آنجا که در سالهای اخیر به دلیل قدرت فراوان، اعمال  خود  را  علنی تر  کرده  تا عده ای را با ترساندن از قدرت خود، به سمت خویش جذب کند و  پایه های  خود را مستحکم تر نماید.

 فراماسونری در طول تاریخ برای پیشبرد اهداف خود و مبارزه با ادیان الهی،  در دو جبهه ی کلی و مهم به فعالیت پرداخته است:

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

عكس و نماد و شخصيت ها فراماسونی

 

 

به ادامه مطلب بروید دوستان

ادامه نوشته

نحوه ورود و شكل گيري گروه هاي شيطان پرستي در ايران2

نمادهاي شيطان پرستي و ظهور آنها در عرصه جامعه

خبرگزاري فارس: حاملان شيطان‌‌گرايي در ايران، مظاهر شيطان‌پرستي (دروزي‌ها و گنوسي‌ها و...) سبك‌هاي موسيقي شيطاني متاليكا و تبيين فعاليت گروه‌هاي شيطان‌پرست در داخل كشور عناوين آخرين قسمت اين گزارش است.

به گزارش خبرگزاري فارس، عدد 666 از ديگر نمادهاي شيطان پرستان است:
666 : يك سمبل با عنوان " شماره تلفن شيطان " توسط گروه‌هاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود و براساس مكاشافات 13:18 " ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . " از سال‌ها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده مي‌شد .
صليب وارونه (upside pown cross ) : اين نماد و حكايت از " وارونه شدن مسيحيت دارد " و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .
نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي بر جاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است .
لازم به توضيح است اين علامت سال‌ها بعد توسط هيتلر به كار رفت ،‌لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند .

ادامه نوشته

این نمادها شیطانی است:

این نمادها شیطانی است:

شیطان پرستی چیست؟

( قسمت دوم )

شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .

شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.

این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:

Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.

Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.

Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.

Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده

- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .

- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .

که در ادمه مطلب به مشاهده آنها میپردازیم

ادامه نوشته

آيا واقعه آرماگدون پايان جهان است؟


  اشاره‌ : 
از آنجا كه‌صحبت‌از موعود و آخرالزمان‌منحصر به‌اسلام‌و شيعه‌نيست‌و در ديگر اديان‌و مكاتب‌از آن‌گفت‌وگو بوده‌است‌. بنا داشته‌ايم‌با عنايت‌خداوند متعال‌در هر شماره‌بخشي‌از نظريات‌آنها را در مجله‌بياوريم‌. الزاماً مطالبي‌كه‌در اين‌بخش‌منتشر مي‌شود، از حيث‌محتوايي‌مورد تأييد ما نمي‌باشد و قصدمان‌تنها عرضه‌گزارشي‌از عقايد و آراء ايشان‌مي‌باشد. در شماره‌هاي‌قبل‌به‌دجال‌(آنتي‌كريست‌) و برخي‌مصاديق‌آن‌پرداختيم‌و در اين‌نوبت‌هم‌نگاهي‌به‌اوصاف‌آرماگدون‌در ديگر كتب‌آسمان‌خواهيم‌داشت‌.

  نيروهاي‌نظامي‌در محلي‌كه‌كتاب‌مقدس‌آن‌را آرماگدون‌معرفي‌كرده‌است‌به‌هم‌مي‌پيوندند. بعضي‌از علماي‌كتاب‌مقدس‌ادعا كرده‌اند كه‌آرماگدون‌تمدن‌امروزي‌بشر را نابود مي‌كند. بنابراين‌جاي‌تعجب‌نيست‌كه‌آرماگدون‌تجسم‌بدترين‌پايان‌جهان‌گردد.

 معني‌كلمه‌آرماگدون‌
 
كلمه‌آرماگدون‌از كلمه‌«مگيدو» (مجدّو) كه‌شهر مهمي‌در فلسطين‌قديم‌بود ريشه‌گرفته‌است‌. بسياري‌از محققان‌فكر مي‌كنند كه‌آرماگدون‌از «هرمجدون‌» به‌معني‌«تپه‌مجدّو»  گرفته‌شده‌باشد. اين‌ناحيه‌تاريخي‌غني‌دارد. حفاري‌هاي‌انجام‌شده‌، بيست‌دوره‌اشغال‌، از تاريخ‌چهار هزار سال‌قبل‌از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌سال‌قبل‌از ميلاد مسيح‌(ع‌) را نشان‌مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌«بندر حيفا»  در اسراييل‌شمالي‌و 55 مايلي‌شمال‌بيت‌المقدس‌واقع‌است‌.

  موقعيت‌استراتژيكي‌مگيدو (مجدّو)، بيش‌از مساحتش‌به‌آن‌اهميت‌بخشيده‌است‌. اين‌منطقه‌مشرف‌بر كوه‌هاي‌اسراييل‌شمالي‌است‌و به‌روستاي‌«اسدارلون‌»  نيز معروف‌است‌. در قديم‌فلسطين‌شمالي‌به‌ويژه‌منطقه‌مگيدو به‌علت‌محافظت‌از شرقي‌ترين‌راه‌به‌«منطقه‌حاصل‌خيز»  اهميت‌نظامي‌داشت‌. جاده‌عبوري‌ميان‌سه‌قاره‌آفريقا، آسيا و اروپا كه‌از مغرب‌به‌درياي‌مديترانه‌و از مشرق‌به‌صحراي‌عربستان‌مي‌رسيد تحت‌قلمرو كهن‌اسرائيل‌بود. اين‌منطقه‌كوچك‌ارتباطي‌بين‌دريا و دشت‌، سرزمين‌استراتژيكي‌بود كه‌سه‌قاره‌را به‌هم‌متصل‌مي‌كرد. اين‌پل‌باريك‌، منطقه‌اي‌آن‌چنان‌مهم‌بود كه‌نظاميان‌دائماً بر سر به‌دست‌آوردن‌آن‌در حال‌جنگ‌بودند.

  در گذشته‌قسمت‌هايي‌از قلمرو اسرائيل‌گذرگاه‌هاي‌مهم‌نظامي‌به‌حساب‌مي‌آمد و ميگدو از يكي‌از اين‌گذرگاه‌ها محافظت‌مي‌كرد. تاكنون‌بيش‌از 200 جنگ‌در اين‌منطقه‌يا اطراف‌آن‌رخ‌داده‌است‌. به‌همين‌خاطر يكي‌از محققين‌آن‌را «سرزمين‌جنگ‌قرون‌» ناميده‌است‌ .

  آينده‌مگيدوياآرماگدون‌چيست‌؟آياكتاب‌مقدس‌چيزي‌درباره‌اين‌سرزمين‌حياتي‌واستراتژيكي‌بيان‌كرده‌است‌؟


 پيشگويي‌آرماگدون‌
 
اگر چه‌در كتاب‌مكاشفات‌يوحنا به‌آرماگدون‌اشاره‌شده‌امّا چيزي‌در باره‌اينكه‌نيروهاي‌نظامي‌به‌هم‌پيوسته‌در منطقه‌به‌يكديگر حمله‌مي‌كنند بيان‌نگرديده‌است‌. ليكن‌ذكر شده‌كه‌اين‌نيروها در دشت‌مگيدو جمع‌شده‌و از اين‌منطقه‌هموار و وسيع‌به‌عنوان‌پهنه‌اي‌جهت‌آماده‌شدن‌براي‌حمله‌بزرگ‌استفاده‌مي‌كنند. سؤال‌اين‌است‌چه‌كساني‌در آنجا جمع‌مي‌شوند و چه‌كسي‌آنها را جمع‌مي‌كند و بالاخره‌اينكه‌و براي‌چه‌هدفي‌در آنجا جمع‌مي‌شوند؟

  به‌نظر مي‌رسد اين‌افراد از چند گروه‌سياسي‌و مذهبي‌باشند: «پادشاه‌جهان‌ـ شيطان‌ـ پادشاه‌كل‌عالم‌خدا» و «پادشاهي‌  از شرق‌رود فرات‌». شايان‌ذكر است‌كلمه‌«پادشاه‌» لزوماً به‌شكل‌امروزي‌آن‌به‌رهبران‌اطلاق‌نمي‌شود. بلكه‌ممكن‌است‌از آنها به‌عنوان‌رييس‌جمهور،نخست‌وزيريارييس‌ياد شده‌باشد.

  در تاريخ‌، بسياري‌از ملت‌ها به‌هم‌پيوسته‌اند تا از قدرت‌«چهار پاي‌» نيرومندي‌كه‌در كتاب‌مكاشفات‌به‌آن‌اشاره‌شده‌حمايت‌كنند. خداوند قدرت‌عظيم‌اين‌ اتحاد را به‌حيواني‌كه‌به‌وسيله‌نيروهاي‌غير خدايي‌هدايت‌مي‌شود تشبيه‌كرده‌است‌.

  در كتاب‌مقدس‌آمده‌كساني‌كه‌اين‌اتحاد را تشكيل‌مي‌دهند «از يك‌ذهنند  و قدرت‌و فرمانروايي‌خود را به‌چهارپا خواهند داد.» 

  كتاب‌مقدس‌ذكر كرده‌است‌كه‌آنها ارواحي‌هستند كه‌معجزاتي‌را ظاهر مي‌سازند و بر پادشاه‌تمام‌ربع‌مسكون‌خروج‌مي‌كنند تا آنها را براي‌جنگ‌عظيم‌آن‌روز فراهم‌آورند .

  سؤال‌اين‌است‌كه‌چرا نيروهاي‌نظامي‌در آرماگدون‌جمع‌مي‌شوند؟ از قرار معلوم‌اين‌نيروهاي‌نظامي‌بدين‌منظوردرخاورميانه‌جمع‌مي‌شوند كه‌نشان‌دهند چه‌كسي‌كنترل‌جهان‌را در دست‌خواهد گرفت‌.
  هر چند به‌جاي‌نبرد با يكديگر شروع‌به‌جنگ‌عليه‌عيسي‌مسيح‌مي‌كنند! 

  ما تا به‌حال‌در مورد افرادي‌كه‌شجاعت‌اين‌را داشته‌باشند تا به‌جنگ‌در مقابل‌خدا بروند، فكر نكرده‌ايم‌. معمولاً انسان‌ها با يكديگر مي‌جنگند. امّا كتاب‌مقدس‌آشكار مي‌سازد كه‌در واقع‌مردم‌سعي‌خواهند كرد تا با عيسي‌مسيح‌جنگ‌كنند در اين‌زمان‌پاياني‌، ديكتاتورها و عوام‌فريب‌ها براي‌فرمانروايي‌بر جهان‌طمع‌مي‌كنند واميد دارند كه‌در مقابل‌نيروهاي‌عظيم‌و سلاح‌هاي‌كشنده‌آنها پيروز شوند. سلاح‌هايي‌آنچنان‌قدرتمند كه‌قادرند زندگي‌را نابود كنند.تنها خداوند است‌كه‌مي‌داند اگر عيسي‌مسيح‌(ع‌) را نفرستد تا در امور انسان‌ها مداخله‌بكند «هيچ‌موجود زنده‌اي‌نجات‌نخواهد يافت‌» .

 شيطان‌و آرماگدون‌
 
پشت‌صحنه‌، رهبر قدرتمند ديگري‌وجود دارد كه‌نقش‌برجسته‌اي‌را در گروه‌نيروهاي‌نظامي‌در آرماگدون‌ايفا مي‌كند. «خداي‌اين‌عصر»  تمام‌ملت‌ها را فريب‌مي‌دهد . هدف‌او به‌عنوان‌دشمن‌انسان‌ها فريب‌و نابودي‌نسل‌انسان‌است‌ .

  به‌نظرمي‌رسدلشكريان‌انبوهي‌كه‌درپايان‌زمان‌گرد هم‌مي‌آيندوسيله‌اي‌براي‌رسيدن‌وي‌به‌هدفش‌هستند .
  امّا چيزي‌كه‌ملت‌ها نمي‌دانند آن‌است‌كه‌خداوند به‌شيطان‌فرصت‌داده‌تا رهبران‌متكبر جهان‌را بفريبد؛ زيرا كه‌فكر مي‌كنند با اين‌جنگ‌قادر خواهند بود كنترل‌جهان‌را به‌دست‌گيرند.

  طبق‌آيات‌كتاب‌مقدس‌خداوند خود با آن‌ملت‌هاي‌فريب‌خورده‌كه‌كمرشان‌از ويراني‌خم‌شده‌وارد جنگ‌خواهد شد . خداوند ثابت‌خواهد كرد كه‌خود قادر مطلق‌است‌نه‌شيطان‌و نه‌كساني‌كه‌او آنها را فريب‌مي‌دهد و خداوند به‌انسان‌اجازه‌نخواهد داد تا خود را كاملاً نابود كند .

  با اين‌مقدمه‌زماني‌كه‌مي‌خوانيم‌: سپاهيان‌چگونه‌در «جنگ‌عظيم‌آن‌روز خداي‌قادر مطلق‌» گرد مي‌آيند، هدف‌آرماگدون‌آشكار مي‌شود.

  زكرياي‌نبي‌نيز اين‌زمان‌بحراني‌را اين‌چنين‌توصيف‌مي‌كند: «نظاره‌كنيد! روز خداوند فرا مي‌رسد... و خداوند بيرون‌آمده‌با آن‌قوم‌ها جنگ‌خواهد نمود. چنان‌كه‌در روز جنگ‌جنگيد و در آن‌روز پاهاي‌او بر كوه‌زيتون‌كه‌از طرف‌مشرق‌به‌مقابل‌اورشليم‌است‌خواهد ايستاد .

 نيروهاي‌نظامي‌گرد هم‌مي‌آيند
  
تفسير كتاب‌مقدس‌فرضيه‌ديگري‌را در باره‌آرماگدون‌روشن‌مي‌كند و تعجب‌آور است‌كه‌چرا هيچ‌كس‌مشتق‌شدن‌مگدون‌را از منظر دوم‌در نظر نگرفته‌است‌. يعني‌از كلمه‌عبري‌«گاداد» كه‌به‌معني‌«جمع‌شدن‌دسته‌يا گروه‌سربازان‌است‌. در زبان‌عبري‌با اضافه‌كردن‌حرف‌«ما» به‌فعل‌اسم‌ساخته‌مي‌شود.بنابراين‌«ماگد» كه‌به‌معني‌محلي‌براي‌جمع‌شدن‌گروه‌سربازان‌است‌ساخته‌مي‌شود و پسوند «و» به‌معني‌«براي‌او (مذكر)». در نتيجه‌«محلي‌از آن‌او» كه‌گروه‌سربازان‌در آن‌جمع‌مي‌شوند.

  در كتاب‌يوئيل‌نبي‌  خداوند اين‌فرمانروايان‌و تداركاتشان‌را براي‌تهاجم‌و جنگ‌مجسم‌مي‌كند. چنانكه‌مي‌گويد: « اين‌را در ميان‌اقوام‌اعلام‌كنيد (جار زنيد)، براي‌جنگ‌آماده‌شويد! مردان‌نيرومند را پيدا كنيد، بگذاريد تمام‌مردان‌جنگي‌بيرون‌آيند. بگذاريد تا به‌اورشليم‌بيايند. گاو آهن‌هاي‌خود را در مقابل‌شمشيرها و اره‌هاي‌خود در مقابل‌نيزه‌ها خرد كنيد. بگذاريد ضعيف‌بگويد من‌قوي‌هستم‌».

  پيشگويي‌فوق‌اشاره‌مي‌كند كه‌رهبران‌در جايي‌كه‌امكانات‌ساختن‌ابزار آلات‌كشاورزي‌را به‌ساختن‌تسليحات‌و جنگ‌افزار تغيير مي‌دهند دست‌از توليدات‌خود بر مي‌دارند.

  سپاهيان‌در حالي‌كه‌تمام‌اطراف‌دشت‌را اشغال‌كرده‌اند در آرماگدون‌جمع‌شده‌و به‌پيشروي‌خود به‌ديگر مناطق‌سرزمين‌مقدس‌ادامه‌مي‌دهند. امّا جنگ‌واقعي‌55 مايل‌پايين‌تر از مگدون‌، در اطراف‌اورشليم‌رخ‌خواهد داد.

  در واقع‌جنگ‌بزرگ‌بيش‌تر از يك‌ستيزه‌نيست‌. خدا اجازه‌خواهد داد تا سپاهيان‌در آرماگدون‌جمع‌شوند ولي‌در پايان‌ترديدي‌وجود نخواهد داشت‌كه‌خود حكومت‌خواهد كرد. با اجازه‌دادن‌به‌شيطان‌و مزدوران‌او و رهبران‌فريب‌خورده‌براي‌به‌حركت‌درآوردن‌ملت‌ها براي‌جنگ‌با او (خدا)، به‌آن‌لشگريان‌كه‌مانع‌حكمراني‌عيسي‌(ع‌) بر اورشليم‌خواهند شد، اجازه‌خواهد داد كه‌فقط‌در جنگ‌با او نابود شوند. بنابراين‌، آرماگدون‌نشانه‌جنگي‌بزرگ‌، نه‌ميان‌ملت‌هاي‌نيرومند و اتحادهاي‌نظامي‌بلكه‌ميان‌نيروهاي‌خير و شر است‌. جنگ‌نظامي‌در اورشليم‌و اطراف‌آن‌در خواهد گرفت‌ .

  جنگ‌به‌هم‌پيوسته‌است‌:
  كتاب‌مقدس‌توضيح‌مي‌دهد كه‌زمان‌تزلزل‌زمين‌به‌عنوان‌«روز خدا» اتفاق‌مي‌افتد . زماني‌كه‌در طول‌آن‌، در امور انسان‌مداخله‌خواهد شد تا به‌سركشي‌او بر عليه‌خدا پايان‌دهد .

  در ادامه‌پيشگويي‌ذكر شده‌، در كتاب‌يوئيل‌نبي‌خداوند مي‌فرمايد: «اجازه‌دهيد ملت‌ها بيدار شوند و به‌(اورشليم‌) به‌روستاي‌ژهوت‌  بيايند. در آنجا من‌براي‌داوري‌ميان‌همه‌اقوام‌اطراف‌خواهم‌نشست‌. داس‌را پيش‌آوريد؛ زيرا كه‌حاصل‌رسيده‌است‌. بياييد، پايمال‌كنيد؛ زيرا كه‌خمره‌هاي‌شراب‌لبريز شده‌اند، زيرا كه‌شرارت‌شما عظيم‌است‌. جماعت‌ها، جماعت‌ها! در وادي‌قضاوت‌؛ زيرا روز خداوند در وادي‌قضا نزديك‌است‌ .

  عيسي‌مسيح‌(ع‌) در بازگشت‌خويش‌با بيان‌لشگريان‌روبرو خواهد شد. و از دهانش‌شمشيري‌بيرون‌خواهد آمد كه‌با آن‌امت‌ها را مي‌زند... او خود خمره‌شراب‌خشم‌خداي‌قادر مطلق‌را، زير پا لگد مي‌كند (مكاشفه‌15:19). پرندگان‌جمع‌مي‌شوند تا به‌افرادي‌كه‌با عيسي‌مسيح‌(ع‌) جنگيدند غذا دهند .

  ظاهراً كشتار محدود به‌منطقه‌اطراف‌اورشليم‌نخواهد بود.مكاشفه‌20: 14 اشاره‌مي‌كند كه‌پيشروي‌آن‌تا حدود 200 مايل‌ادامه‌مي‌يابد.

 آرماگدون‌، مقدمه‌صلح‌ 
  
عيسي‌مسيح‌(ع‌) سرانجام‌به‌عنوان‌منجي‌انسان‌ها شناخته‌خواهد شد. او پادشاه‌پادشاهان‌است‌. بشر بيهودگي‌طغيان‌بر ضد خدا را درك‌خواهد كرد. ملاكي‌نبي‌در باره‌قدرت‌عظيم‌خدا صحبت‌كرده‌است‌: «زيرا كه‌از مطلع‌آفتاب‌، تا مغربش‌، نام‌من‌در ميان‌امت‌ها عظيم‌خواهد بود» .

  در پايان‌خداوند به‌عنوان‌بزرگترين‌حكمران‌بشرشناخته‌مي‌شود. در كتاب‌بقرنتيان‌اشاره‌شده‌هزاران‌سال‌است‌كه‌شيطان‌ـ خداي‌اين‌عصر ـ با وجود پيشگويي‌خدا مبني‌بر اجراي‌برنامه‌خود براي‌انسان‌كه‌زمين‌را براي‌او خلق‌كرده‌، خود را به‌عنوان‌خداي‌انسان‌ها جا زده‌است‌ .

  اكثر پيامبران‌ذكر كرده‌اند، زماني‌كه‌اين‌اتفاق‌مي‌افتد انسان‌از صلحي‌بي‌سابقه‌و كاميابي‌بي‌نظير بر روي‌زمين‌لذت‌خواهد برد. اين‌صلح‌از هزاران‌سال‌قبل‌به‌انسان‌وعده‌داده‌شده‌است‌ .

  آرماگدون‌در حالي‌كه‌نشانه‌نابودي‌نيروهاي‌شيطان‌است‌، مقدمه‌اي‌براي‌رستگاري‌انسان‌مي‌باشد. اين‌اتفاق‌با پايان‌سوء داوري‌انسان‌همراه‌است‌. در آرماگدون‌است‌كه‌انسان‌هاي‌حريص‌و فريبكار در مكاني‌مشخص‌جمع‌مي‌شوند تا مسيح‌(ع‌) بتواند به‌مصيبت‌هايي‌كه‌آنهابراي‌انسان‌ها ايجاد كرده‌اند پايان‌دهد.

  آرماگدون‌خبر از پايان‌ترس‌، درد، ويراني‌ومرگ‌نابهنگام‌مي‌دهد، متأسفانه‌راه‌ديگري‌براي‌انسان‌وجود ندارد تا درسش‌را بياموزد. خدا بالاخره‌بايد در امور انسان‌دخالت‌كند تا صلح‌را در اين‌جهان‌جاري‌سازد .

  طبق‌سخنان‌دانيال‌نبي‌حضرت‌عيسي‌سيستم‌اجتماعي‌، اقتصادي‌، سياسي‌، تربيتي‌و مذهبي‌اين‌جهان‌را عوض‌مي‌كند و جهاني‌بر مبناي‌راه‌و روش‌خدا بنا مي‌كند .

  علايم‌روز اصلاح‌، نشان‌مي‌دهد كه‌مسيح‌شيطان‌را اسير مي‌كند و مانع‌از تاثير گذاري‌او بر انسان‌مي‌شود .
  روز بزرگ‌آخر، حاكي‌از زماني‌است‌كه‌تمام‌افرادي‌كه‌خداي‌واقعي‌را نشناختند، زنده‌مي‌شوند تا حقيقت‌او را درك‌كنند و فرصت‌رستگاري‌را به‌دست‌آورند .

  آرماگدون‌پايان‌جهان‌نيست‌.بلكه‌مكاني‌براي‌جمع‌شدن‌سپاهيان‌عظيم‌است‌و محلي‌است‌كه‌خداوند رهبران‌فريب‌خورده‌را براي‌شكست‌در جنگي‌حتمي‌با خود در اورشليم‌فرا مي‌خواند.

  فراتر از نابودي‌انسان‌ها، آرماگدون‌نويد هزار سال‌صلح‌و كاميابي‌براي‌همه‌است‌. انسان‌به‌زندگي‌خود ادامه‌خواهد داد و آرماگدون‌حكومت‌مسيح‌(ع‌) را به‌عنوان‌حاكم‌زمين‌و تمام‌ملت‌ها نويد مي‌دهد، زمين‌در زير پادشاهي‌خدا در صلح‌غوطه‌ور مي‌گردد.

 

نمادهای پليدی

مقدمه

گاه مي‌انديشم سياست‌هاي نادرست توسعه، همان سياست‌هايي که اندکي پس از پايان جنگ آغاز شد، و «فرانکنشتين» مخلوق آن، تهران، اسطوره‌هاي کهن ايراني را به واقعيت بدل مي‌سازد. گويي نيرويي اهريمني بر تهران مي‌دمد که جان‌مايه خود را از «ضحاک» مي‌گيرد؛ همان نماد پليدي که در کوه دماوند، بر فراز تهران، تا «آخرالزمان» در بند است. ايرانيان ضحاک را نکشتند زيرا بر آن بودند که از رجاسات بدن او فساد جهان را خواهد آکند.

11

ادامه نوشته

آیاجورج دبليو بوش همان دجال است؟

اشاره: موجى كه در آستانه سال 2000 ميلادى در زمينه آخرالزمان شناسى و گرايش به طرح موضوعات مرتبط با آخرالزمان در غرب برخاست، نه تنها فروكش نكرده بلكه روزبه روز بر دامنه آن افزوده مى شود. امروزه پايگاه هاى متعددى در اينترنت، به موضوع آخرالزمان، نشانه هاى آن و تطبيق آنها با رويدادهاى اجتماعى، سياسى، نظامى و زيست محيطى جهان پرداخته اند و تلاش مى كنند به صورت روزآمد آخرين تحولات مرتبط با اين موضوع را منعكس كنند.


به منظور آشنايى خوانندگان عزيز موعود با فضاى حاكم بر مقالات و مطالبى كه با موضوع آخرالزمان در اينترنت منتشر مى شوند، از اين شماره برخى از اين مقالات را ترجمه و در مجله عرضه مى كنيم .
گفتنى است كه نقل اين مقالات به معناى تأييد محتوا و مستندات آنها نيست.


مقدمه مترجم: اخيراً در يكى از سايت هاى اينترنتى خبرى با اين مضمون به چاپ رسيده است كه: »جورج بوش دجال است!«. در اين مقاله اينترنتى تلاش شده كه با استناد به علم اعداد (Numerology)، پيشگويى هاى »نوستراداموس«، طرفدارى فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش (در جريان انتخابات) و پيشگويى هاى كتاب مقدس به نوعى اين نكته القا شود كه »جورج بوش« همان دجال و يا »آنتى كريست« ذكر شده در كتاب مقدس است. در اين مقال در حد حوصله خوانندگان محترم نكات مهم و حائز اهميت و جالب توجه اين مقاله و اسناد آن را يك به يك عنوان مى كنيم. امّا قبل از پرداختن به اسناد، بيوگرافى خاصى را كه از (George w.Bush) در ابتداى اين مقاله ارايه شده ذكر مى كنيم، سپس به مستندات مى پردازيم. 

او كسى است كه كوكائين مصرف مى كرده و دوستانش او را به عنوان يك الكلى عياش بدخلق مى شناسند. او شكست هاى تجارى متعددى داشته كه به كمك دوستان ثروتمندش از آنها خلاصى يافته است. وى فرماندار ايالت تگزاس بوده و در طول فرماندارى او در تگزاس بدترين اخبار از اين ايالت گزارش شده است كه به چند مورد آن اشاره مى كنيم: »تگزاس داراى بالاترين آمار كودكان فقير (26/2%) در بين ايالات متحده است و 24/5 % از مردم اين ايالت از بيمه درمانى برخوردار نيستند. مطالعات اخير وزارت كشاورزى در مورد ايالت تگزاس نشان مى دهد كه 5 % از خانوارهاى تگزاس اكثر اوقات چيزى براى خوردن پيدا نمى كنند. اين ايالت كمترين هزينه سرانه خدمات اجتماعى را نسبت به ديگر ايالتها داراست. در پنج سال اخير وى كليدهاى رهايى مردم تگزاس از فقر و تنگدستى را در دست داشت امّا با غرورى كاذب سهم طبقات ثروتمند تگزاس در پرداخت ماليات را كاهش داد و از اين راه آنها را مبلغان انتخاباتى خود كرد. تگزاس بيشترين درصد بازداشت ها و زندانى ها را داراست. در تگزاس براى يك سياه امريكايى 6 برابر يك سفيد پوست احتمال دريافت حكم اعدام وجود دارد، تا يك سفيد پوست براى كشتن يك سياه پوست. در تگزاس براى اولين بار پس از جنگهاى داخلى يك خانم (Karla faye Tucher) به مجازات اعدام محكوم شد.
و امّا اسناد مورد بحث :

سند اول : تشخيص دجال از طريق علم اعداد 
در انجيل براى اينكه آيا شخصى دجال است و يا خير، راهى از طريق علم اعداد نشان داده شده است. انجيل مى گويد اين عدد P}666 و مربوط به يك مرد است. روش كار به اين شكل است كه به هر يك از حروف لاتين از A تا Z از 1 تا 26 را اختصاص مى دهند كه اگر اين اعداد را براى نام جورج دبليو بوش محاسبه كنيم چنين مى شود: 
7 + 5 + 15 + 18 + 7 + 5 براى جورج، 18+5+11+12+1+23 براى براى دبليو(Walker) و 8+19+21+2 براى بوش كه جمع همه آنها مى شود [6]=177=7+7+1=15=5+1 كه اين اولين شش ماست .
دومين شش را مى توان از روى تاريخ تولد وى يعنى 6 جولاى 1946 به دست آورد. به اين ترتيب كه اگر ارقام جولاى را كه هفتمين ماه ميلادى است به بقيه اعداد به اين شكل جمع كنيم 
7+6+1+9+4+6=33 مى شود [6]=33=3+3 كه دومين شش را به دست مى آوريم.
سومين شش را مى توان با توجه به اين مطلب كه هدف ابتدايى دجال غلبه بر كل جهان و تقديم آن به شيطان است و اولين قدم در اين راه فرماندارى تگزاس بوده است پيدا كرد. بوش براى اولين بار در هشتم نوامبر 1994 به فرماندارى تگزاس انتخاب شد كه باز هم اگر ارقام اين تاريخ را با هم جمع كنيم خواهيم داشت:
۱+1+8+1+9+9+4=33
[6]=33=3+3 كه مجدداً سومين 6 را به ما مىدهد.
حال اگر تاريخ رياست جمهورى رسيدن وى را نيز درنظر بگيريم كه 20 ژانويه 2001 بوده است مجدداً به عدد 6 مى رسيم كه مى توانيم آن را جايگزين سومين عدد شش مربوط به دوران فرماندارى او كنيم.
[6]=1+1+0+2+0+0+1 
شايد برايتان حيرت انگيز باشد كه چرا پدر وى به هنگام نامگذارى او نام هربرت را قبل از كلمه Walker از نام وى حذف كرد؟ آيا آن راهى براى پيشكش پسرش به شيطان نبوده است؟ 
George= 6 حرف، Walker= 6 حرف، BUSHJRيا ريشه آلمانى آن Busche نيز داراى شش حرف است كه دو باره سه شش را تشكيل مى دهد.
اگر هنوز متقاعد نشده ايد بايد بدانيد كه شانس رخداد چيزى شبيه به حالت فوق به طور اتفاقى و تصادفى 1 در ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱۰۰ است كه بيش از 16 برابر كل جمعيت بشر است . حال اگر باز هم تصور مى كنيد كه اين يك تصادف است بد نيست به اين ضرب المثل و به تبع آن دومين سند دقت كنيد كه مى گويد: »شخص را از طرفدارانش بشناس« .

سند دوم: حمايت گروه هاى شيطان پرست 
وى در طول دوران مبارزات اوليه اش در گروه هاى شيطان پرست نيوهامپشاير (New Hampshire)حضور يافت و اين واقعه اى بود كه به طور گسترده در رسانه هاى خبرى پوشش داده شد و اين در حالى بود كه يك تجمع نفرت آور از ساحره ها و جادوگران از سراسر نيواينگلند گردهم آمدند تا صعود وى به مقام رياست جمهورى را پيش بينى كرده و جشن بگيرند.

سند سوم: پيشگويى هاى نوستراداموس 
ميشل نوستراداموس (1566 - 1503م) يك پزشك و منجم فرانسوى بود كه كتابى با بيش از 900 پيشگويى در باره حوادث فرانسه و كل جهان نگاشته است. وى پيشگويى هاى خود را به صورت مصراع هاى آهنگين نگاشته كه به دليل برخوردارى از دقت زياد بسيار مورد توجه بوده اند. يكى از پيشگويى ها كه اخيراً در اينترنت نيز وارد شده اين است كه: 
هزاره مى آيد، ماه دوازدهم، در خانه نيرومندترين قدرت و آدم سبك مغز روستايى مى آيد تا ادعاى رهبرى كند. وى سپس ادامه مى دهد: 
يك فرد مشكوك از سلطنت دور مى شود با اينكه عده زيادى از آن حمايت مى كنند و او راى عمومى را به دست مى آورد امّا گروهى اجازه نمى دهند كه او حكمفرما شود. 
اين مطلب به نظر مى رسد كه تماماً در مورد »ال گور« رقيب بوش باشد وى اضافه مى كند به حكومت رسيدن بوش مصادف با آمدن ستاره دنباله دارى است به نام Hale Bop. سال هاى 95 تا 97؛ يعنى زمان شروع و آغاز مقدمات مبارزات انتخاباتى بوش و سال 97؛ يعنى زمانى كه از وى به عنوان نامزد رياست جمهورى سخن به ميان آمد، آخرين حد روشنايى اين ستاره دنباله دار بود. او در ادامه مى گويد: 
پس از روى كار آمدن وى قتل عام شديدى صورت مى گيرد و صدها تن به انتقام بر مى خيزند و سپس كسى مى آيد [ از طرفداران بوش ] كه مانند »هانى بال« است. 
هانى بال ژنرال سياهى بود كه با فيل هايش براى تسخير روم حركت كرد امّا در نهايت شكست خورد، در اينجا »كولين پاول« سياه پوست كه به طرف عراق (بابل) حركت مى كند موردنظر است. قابل ذكر است كه اين پيش گويى ها با تفصيلات بسيارى ادامه مى يابد كه مجال پرداختن به همه آنها و توضيح دقيق و با جزئيات آنها نيست و در صورت علاقه خوانندگان متن اصلى آن قابل ارايه است .

سند چهارم: پيشگويى هاى انجيل 
اين پيش گويى ها بر اساس مكاشفه عجيب دانيال نبى است كه تعبير آن اين چنين است: 
وى (دانيال نبى) مى گويد: در ايلام [ Susa ،سمت مشرق بابل در عراق ] در پيش روى خود قوچى دو شاخ را ديدم [ اشاره به صدام حسين ] و شاخ هاى وى بلند بودند [ اشاره به اينكه او چهارمين ارتش قدرتمند جهان را داشت ]. يكى از شاخ ها بلندتر از ديگرى بود و بعداً بلندتر شد [اشاره به نيروهاى نظامى عادى و گارد جمهورى عراق دارد كه بعداً شكل گرفت و به هفت لشكر تقسيم شد] اين قوچ را مى ديدم كه به سمت شمال [ كردها و ايران ] و جنوب [كويت ] حمله مى كند. و هيچ نيرويى نمى توانست او را از اين اعمالش بازدارد. او به بزرگترين قدرت در منطقه تبديل شد. در حالى كه به اين قوچ مى انديشيدم. ناگهان بزى با يك شاخ از غرب آمد در حالى كه تمام كره را مى پيمود بدون اينكه زمين را لمس كند [ اشاره به جورج دبليو بوش و نيروى هوايى وى دارد ] او به طرف قوچ دو شاخ آمد و به او با خشم زياد حمله كرد و قوچ توانايى ايستادگى در برابر آن را نداشت. و بز پشت او را به زمين زد.بز خيلى بزرگ و برتر شد امّا با وجود قدرتش شاخش شكسته بود [ جورج بوش پدر به خاطر تصويب حمله هوايى آمريكا به عراق يكسال بعد رياست جمهورى را از دست داد]. به جاى شاخ قبلى وى چهار شاخ رشدكرد [ وى سه پسر و يك دختر داشت كه به دليل »لوسمى« فوت كردند ] و به جاى آنها شاخ ديگرى رشد كرد{P [ اشاره به جورج دبليو بوش ] كه ثروتمند بود و به طرف غرب و جنوب رفت [ وى بيشتر دوران جوانى خود را در قمار بازى و شراب خوارى گذراند و بعدها به فرماندارى تگزاس رضايت داد و سپس به رئيس جمهورى رسيد] و به طرف سرزمين زيبا [يعنى خاورميانه] لشكركشى كرد. او خود را برتر از همه و به عنوان رهبر گروه خود معرفى كرد [رهبر ائتلاف عدالت بى پايان ] و بعد من شنيدم كه فرد مقدسى به فرد مقدس ديگر مى گفت: چقدر طول مى كشد تا روياى دانيال تحقق يابد. او جواب داد 2300 روز و شب و اين جنگ [جنگ خاورميانه] شش ونيم سال به طول خواهد انجاميد كه باعث مرگ ومير و خرابى هاى ناباورانه مى گردد. زمانى كه من در حال ديدن اين رؤيا بودم و مى كوشيدم آن را بفهمم پشت من كسى ايستاد كه مردى بود [درانجيل پسر خدا] عيسى (ع) و به جبرئيل گفت كه جبرئيل به او بگو كه اى پسر! بدان كه اين رويا به آخرالزمان مربوط مى شود و اين در حالى بود كه او در نزديكى جايى كه بودم آمد و من هم از ترس به سجده افتادم .
اين بود چكيده مقاله اى 9 صفحه اى كه با توجه به حوادث اخير مركز تجارت جهانى نيويورك و واشنگتن حاوى نكات بسيار جالب و مهمى است كه اميد است مورد توجه خوانندگان عزيز قرار گيرد و آنان را هر چه بيشتر به حساسيت اوضاع جارى و نتايج و پيامدهاى دنيوى و اخروى آن و اتصال آن به ظهور حضرت حجت (ع) و برقرارى، صلح جهانى واقف نمايد.



بازخواني اومانيسم

بيشتر افراد نظر مثبتي نسبت به «اومانيسم» يا بشرانگاری دارند. اين انگاره مفاهيمي چون نوع‌دوستي، صلح و برادري را به ذهن بسياري متبادر مي‌كند. اما معناي فلسفي اومانيسم فراتر از اين است. 
اومانيسم طرز تفكري است كه مفاهيم بشري را در مركز توجه و تنها هدف خود قرار مي‌دهد. به عبارت ديگر بشر را به رويگرداني از خالق خويش و اهميت دادن به خود وجودي و هويتي فرا مي‌خواند. لغت اومانيسم را در يك فرهنگ لغت ساده چنين مي‌يابيد: «نظام فكري مبتني بر ارزش‌ها، خصايص و اخلاقياتي كه پنداشته مي‌شود فارق از هر گونه قدرت ماوراء الطبيعي، درون انسان وجود داشته باشند.»1
روشن‌ترين تعريف را از اومانيسم حاميان آن ارائه داده‌اند. «كرليس لامنت» از سخن‌پردازان برجسته اومانيسم مي‌باشد. وي در كتاب فلسفه اومانيسم مي‌نويسد:


                                            أومانيسم در رابطه با حس‌گرايي، ماده‌گرايي و دين (واقعاً كاملاً) الهي

[به طور خلاصه] اومانيسم معتقد است كه طبيعت سراسر از حقيقت ساخته شده، كه ماده و انرژي اساس جهان است و ماوراء الطبيعه وجود ندارد. غيرواقعي بودن ماوراء الطبيعه به اين معناست كه اولاً در سطح بشري، انسان‌ها داراي روح غيرمادي و جاودان نيستند، و ثانياً در سطح جهاني، عالم صاحب خداي غيرمادي و فناناپذير نيست.2 
چنانچه مشاهده مي‌كنيم اومانيسم با الحاد برابر است و اومانيست‌ها خود اين حقيقت را پذيرفته‌اند. در قرن گذشته، دو اعلاميه توسط اين گروه منتشر شد. اولين آن در سال 1933 كه به امضاي مهم‌ترين شخصيت‌هاي آن دوره رسيد و دومي چهل سال بعد در 1973 كه علاوه بر تأييد اولين بيانيه به پيشرفت‌هاي صورت گرفته در اين مدت زمان اشاره داشت. هزاران نفر از متفكران، دانشمندان، نويسندگان و اعضاي رسانه بيانيه دوم را امضا نمودند. اين بيانيه مورد حمايت «انجمن اومانيسم آمريكا» كه بسيار فعال مي‌باشد قرار دارد.
با بررسي بيانيه‌ها به نكات اساسي برمي‌خوريم؛ از جمله عقايد الحادي مبني بر اينكه جهان و انسان خلق نشده‌اند و مستقلاً به وجود آمده‌اند؛ انسان‌ها نسبت به هيچ قدرتي غير از خود مسئوليتي ندارند؛ و عقيده به خداوند موجب عدم پيشرفت افراد و جوامع شده است. به عنوان نمونه به شش ماده اول اولين بيانيه توجه كنيد:
اول: اومانيست‌هاي مذهبي جهان را وجودي خود به خود مي‌پندارند و به آفرينش ايمان ندارند.
دوم: اومانيسم معتقد است انسان جزئي از طبيعت مي‌باشد و در نتيجة فرايندي ممتد پديدار شده است.
سوم: اومانيست‌ها با داشتن عقيده زيستي نسبت به حيات, دوگانگي ذهن و جسم را رد مي‌كنند.
چهارم: اومانيسم معتقد است تمدن و فرهنگ مذهبي بشر كه به طور واضح در علوم انسان‌شناسي تاريخ ترسيم گرديده‌اند محصول تدريجي كنش و واكنش‌هاي انسان با محيط طبيعي و ميراث اجتماعي او بوده‌اند. فردي كه در محيط فرهنگي خاصي متولد مي‌شود تا حدود بسياري از آن الگو مي‌پذيرد.
پنجم: اومانيسم ادعا مي‌كند آنچه توسط دانشمندان نوین به عنوان ماهيت جهان ترسيم شده هرگونه ضمانت ماوراء الطبيعي بودن ارزش‌هاي انساني را غيرقابل قبول مي‌كند... .

ادامه نوشته

وابستگي اومانيستها به كابالا

تأثير فراماسونري بر جريان روشنگران فرانسوي نيز بسيار واضح و آشكار است. «ژان ژاك روسو»(15)، «مونتسكيو»(16)، «ولتر»(17)، «ديدرو»(18) و «دايره‌المعارف نويسان»، همگي آن‌ها عضو تشكيلات شناخته شده مذكور هستند. چنان‌كه نشريه ارگان ماسون‌هاي تركيه به نام «معمارسينان»(19) مي‌نويسد: «در سال 1789 توسط انديشمندان ماسون انقلاب فرانسه پايه‌گذاري شد».

و

جذبه و تأثير كابالا بر اومانيست ها

موضوع كشمكش صدها ساله در ميان سه جهان كاتوليك، كاپيتاليسم و سوسياليسم

اومانيستهاي ايتاليا در ارتباط با كابالا،

پيوندهاي جريان روشنگري و باطني‌گري عبراني

و . . .

برای خواندن مقاله کامل به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

فراماسونری دجال آخرالزمان بخش اول

وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟ چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟ تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟ با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین  و  روسیه)،  چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟ چرا اخیراً ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است؟                                      

                 

پرسش های آغازین بحث:

 1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟
2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟
3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟
4 – با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین  و  روسیه)،  چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟
5 – چرا  کشورهایی  همچون   آمریکا  و  اسرائیل  که  داعیه های  مذهبی   دارند، بیشترین جنایات را در حق بشر مرتکب می گردند، اما کشور  کمونیستی  مانند چین، کمتر از کشورهای مزبور دست به سرکوب می زند؟
6 – چرا امروزه غرب، مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد؟
7 – هدف غرب و بخصوص آمریکا، از حضور در خاورمیانه چیست؟
8 – چرا با وجود کشورهای نفت خیزی چون عراق و عربستان، اسرائیل در فلسطین اشغالی لانه گزیده است؟
9 – چرا عراق اشغال شده است؟
10 – چرا بهاییان مقبره ی بهاء الله در اسرائیل را مقدس ترین مکان می دانند؟
11 – چرا مبارزه با اسرائیل وظیفه ی تمامی مسلمین جهان است؟
12 – آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه قرار گرفته است؟
13 – چرا جرج بوش  مأموریت  خود  را  در  جنگ  علیه  تروریسم ؟!  مأموریتی الهی می داند؟
14 – چرا آمریکا از اسرائیل حمایت کامل می کند؟
15 – آیا آمریکا بازیچه ی اسرائیل است یا اسرائیل بازیچه ی آمریکا؟
16 – علت دشمنی غرب و اسرائیل با ایران و حزب الله چیست؟
17 – چرا اخیراً ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است؟

 

ان شاء الله تلاش داریم تا بتوانیم در این بحث  به  پرسش های  مطرح  شده  پاسخ دهیم. البته پاسخ ما به این سوالات، مستقیم نخواهد بود؛  بلکه  تلاش  می نماییم  تا شما خوانندگان عزیز، خود بتوانید با استفاده از اطلاعات این مقاله به پاسخ صحیح برسید.

ادامه نوشته

آرماگدون،عوامفريبي و انتظار مهدي (ع)

 چند ماه‌ قبل‌ در ستوني‌ در صفحه‌ دو روزنامه‌ اطلاعات‌ به‌ اجمال‌ به‌ دستان‌ پشت‌ پرده‌ صهيونيسم‌ مسيحي‌ در اجراي‌ سناريوي‌ حمله‌ به‌ عراق‌ اشاره‌ شده بود که همچون‌ اغلب‌ موارد جز شمار معدودي‌ از آگاهان‌ به‌ اين‌ مسأله‌ واكنش‌ نشان‌ ندادند و آسوده‌ از كنار آن‌ گذشتند. چند روز پيش‌ و پس‌ از پخش‌ مصاحبة‌ تلويزيوني‌ يكي‌ از مشهورترين‌ كشيشان‌ صهيونيست‌ از سوي‌ شبكه‌  CBS  آمريكا، برخي‌ روزنامه‌ها به‌ اظهارات‌ وي‌ واكنش‌ نشان‌ دادند و او را از هم‌پيمانان‌ سياسي‌ بوش‌ خواندند. اما اين‌ بار نيز كسي‌ از حقايق‌ پشت‌ پرده‌ اين‌ بازي‌ سخني‌ نگفت‌. از آنجا كه‌ اين‌ بنده‌ از جمله‌ كساني‌ بوده‌ام‌ كه‌ براي‌ نخستين‌ بار در ده‌ ساله‌ اخير از نقش‌ پنهان‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ سخن‌ گفته‌ام‌ و دو واژه‌ «آرماگدون‌» و «پروتستانتيسم‌ صهيوني‌» نخستين‌ بار از طريق‌ مقالات‌ مختلف‌ اين‌ نويسنده‌ به‌ ادبيات‌ ژورناليستي‌ ايراني‌ راه‌ يافته‌ و مع‌الاسف‌ توسط‌ برخي‌ تندروان‌ موج‌ سوار بر انحراف‌ تفسير و تبليغ‌ شده‌ است‌، بر خود فرض‌ مي‌دانم‌ به‌ نكات‌ ناگفته‌اي‌ در اين‌ باره‌ اشاره‌ كنم‌.

توضیح در ادامه مطلب:
                             
 

ادامه نوشته